صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
43
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )
به حركت در جوهر قايل است و نفس ناطقه را در اوايل وجود ، مادهء معقولات و معلومات مىداند ، نه شخص ايشان كه نفس را در ابتداى افاضهء آن از مبدأ فعال ، امرى معقول بالفعل و مجرد تام در صريح ذات و صميم وجود پنداشته و صور علميه و فضايل مكتسبه را از كمالات ثانيهء نفس مىشمرد . بنابر مشرب حكيم لاهيجى ، همهء افراد انسان به حسب اصل وجود در يك رتبهاند . و وجود مفاض بر افراد ، همان وجود تجردى است . و بدن ، آلت كسب كمالات ثانيه است . بنابراين ، در همهء افراد انسان ، بدن ، امرى مبهم و لا متحصّل است ، به اعتبار آن كه مادهء نفس است نه به اعتبار ترتب آثار بدنى بر آن ، در اين صورت ، خود صورت ، بالفعل است . و عناصر مركب ، به اعتبار لا به شرطى ، ماده و هيولاى نفس و مسمّاى به بدنند . و صورت حقيقى - كه نفس ناطقه باشد - ، فصل مقوّم است و ملاك انسانيت و مصحّح صدق انسان بر آن ، فصل منتزع از صورت ، عقل و عاقل و معقول - يعنى همان نفس ناطقه مجرد تام - مىباشد . خلاصهء كلام آن كه تمام هويت حقايق مركّبه ، صورت شىء است . و ماده ، به حسب اصل حقيقت امرى عدمى و غير داخل در هويت شىء است . لذا ملاك خطاب و مصحح تعلق خطابات شرعيه ، روح انسان است . و چون نفس ، در ابتداى وجود بلكه در اصل ذات و ظهور فعل و نيل به كمالات ، به بدن توقف داشته و بدن جنبهء مقدميت دارد ، مادامىكه به بدن تعلق دارد از بدن بىنياز نمىباشد ، ولى مكلف به تكاليف ، به اعتبار جهت حيات و مبدأ بقا و ثبات ، اوست ، لذا اين مقدمهء حكيم لاهيجى براى معاد تمام نيست ؛ چه آن كه حقيقت انسان به اعتبار وجود دنيوى و زيست در عالم ماده و كون و فساد و توقف و توطّن در عالم محسوس و دار حركات و متحركات ، به بدن مادى قوام دارد ، ولى به اعتبار وجود اخروى و انتقال از نشأت ماده به عالم برزخ و عوالم بعد از طبيعت ، بدن را - كه جهت نقص و لازم برخى از نشآت وجود است - رها مىنمايد . از آن جايى كه محقق لاهيجى منكر اجساد و اجسام مثالى و برزخى و ابدان